جوان آنلاین: مجرم سابقهدار که در پوشش پلیس مخفی از شهروندان اخاذی میکرد، مدعی است به خاطر هیجان فیلمهای پلیسی این نقشه را طراحی و اجرا کردهاست.
چندی قبل مردی در تهران سراسیمه به اداره پلیس رفت و از مرد آدمربایی به اتهام ربودن پسر نوجوانش و اخاذی شکایت کرد.
وی در توضیح ماجرا گفت: «ما از اتباع هستیم و چند سالی است در تهران زندگی میکنیم. پسرم ۱۵ ساله است و دیروز صبح برای انجام کاری از خانه بیرون رفت. ساعتی بعد مردی با من تماس گرفت و گفت پسرم را گروگان گرفتهاست و از من خواست برای آزادی او ۲۰ میلیون تومان فراهم کنم و به آدرسی که او میدهد، برسانم. من از پشت گوشی صدای ناله و گریه پسرم را میشنیدم که درخواست کمک میکرد و میگفت به پلیس خبر ندهم. از طرفی هم گروگانگیر مرا تهدید کرد اگر موضوع را به پلیس خبر دهم، پسرم را میکشد و جسدش را هم آتش میزند. از ترس جان پسرم با پلیس تماس نگرفتم و امروز صبح با گرفتاری ۲۰ میلیون تومان از بستگانم قرض گرفتم و به آدرسی که مرد آدمربا دادهبود، رفتم و کیف پر از پول را داخل سطل زبالهای گذاشتم و دور شدم. ساعتی بعد پسرم به خانه برگشت و تازه متوجه شدم مرد آدمربا پلیس قلابی بوده که پسرم را به بهانه اینکه غیرمجاز است، ربوده و از من اخاذی کردهاست. او پسرم را شکنجه دادهبود و الان به اداره پلیس آمدم تا از پلیس قلابی شکایت کنم.»
شکایت مشابه
با شکایت مرد میانسال، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی به دستور قاضی دادسرای امور جنایی تهران برای شناسایی متهم تحقیقات خود را آغاز کردند. همزمان با ادامه تحقیقات، مأموران با چند شکایت مشابه روبهرو شدند که مشخص شد گروگانگیر تمام طعمههایش را از بین پسران نوجوان اتباع انتخاب و سپس خودش را مأمور امنیتی معرفی میکند و آنها را میرباید و از خانوادههایشان اخاذی میکند. بررسیها نشان داد متهم آنقدر نقش پلیس را حرفهای بازی میکند که حتی پس از آدمربایی برای انتقال طعمه به مخفیگاهش خودروی مسافربری کرایه میکند و راننده هم متوجه آدمربایی او نمیشود.
زیرکی آخرین طعمه
در حالی که تحقیقات برای دستگیری متهم ادامه داشت، به مأموران پلیس خبر رسید رهگذرانی در یکی از خیابانهای جنوبی، مرد میانسالی را که در حال ربودن پسر ۱۴ سالهای بوده بازداشت کردهاند.
مأموران وقتی به محل حادثه رسیدند، دریافتند لحظاتی قبل مرد میانسالی راه پسر نوجوان را سد و خودش را پلیس مخفی معرفی میکند. متهم به بهانه اینکه او غیرمجاز است، پسر نوجوان را به زور به طرف خودرو میکشاند، اما پسر نوجوان متوجه میشود وی پلیس قلابی است و با داد و فریاد از مردم کمک میخواهد و رهگذران هم متهم را بازداشت و گروگان را آزاد میکنند.
متهم پس از انتقال به اداره پلیس به آدمرباییهای سریالی و اخاذی از خانوادههای آنها اعتراف کرد. وی در ادامه به دستور قاضی روحانیزاده، دادیار شعبه اول دادسرای امور جنایی تهران برای تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت.
عاشق سینما
شهروز متهم سابقهداری است که پیش از این چند باری به اتهام زورگیری، اخاذی و جعل عنوان دستگیر و روانه زندان شدهاست. وی مدعی است عاشق سینما است و دوست داشته ستاره سینما شود و در چند فیلم هم سیاهیلشکر بازی کرده، اما در رفت و آمد با دوستان ناباب وارد جرگه خلافکاران شدهاست.
شهروز سابقه داری؟
بله، من قبل از این چندبار دیگر هم دستگیر شده و به زندان رفتهبودم.
به چه اتهامی؟
سرقت، اخاذی، جعل عنوان و زورگیری. به هر حال هر بار پس از آزادی شیوهام را تغییر میدادم.
چرا شیوهات را تغییر میدادی؟
میخواستم شناسایی نشوم و ردپایی از خودم به جا نگذارم. به هر حال اگر هر بار به جرم زورگیری دستگیر شوم، زود شناسایی میشوم.
چه شد که این بار تصمیم به آدمربایی گرفتی؟
وقتی به زندان افتادم، هر کدام از همبندها تصمیم گرفتند پس از آزادی شیوه جدیدی را برای پول درآوردن آغاز کنند و من هم تصمیم گرفتم اینبار در پوشش پلیس قلابی اخاذی کنم. من این نقشه را از فیلمهای سینمایی الهام گرفتم.
علاقه به فیلم سینمایی داری؟
بله، من عاشق سینما هستم و دوست داشتم در آینده سوپراستار سینما شوم. مدتی هم آموزش بازیگری دیدم و حتی در چند فیلم هم به عنوان سیاهی لشکر بازی کردم، اما در رفت و آمد با دوستان ناباب وارد جرگه خلافکاران شدم.
چه مدت پس از آزادی شروع به آدمربایی کردی؟
فکر کنم ۳۰ دقیقه پس از آزادیام، اولین نقشه مجرمانهام را آغاز کردم. وقتی از زندان آزاد شدم، چشمم به پسر نوجوان افغانی افتاد و همان لحظه تصمیم گرفتم از او اخاذی کنم. البته من از اول هم نقشه آدمربایی نداشتم و فقط نقشهام اخاذی بود و از بیشتر طعمههایم داخل خیابان اخاذی میکردم. اگر پول نداشتند، آنها را به زور به مخفیگاهم میبردم و سپس از او میخواستم با خانوادهاش تماس بگیرد و برای آزادیاش درخواست پول کند.
چرا اتباع را انتخاب میکردی؟
الان خیلی از افغانیهای غیرمجاز وارد ایران شدهاند و خیلی راحت از آنها میتوانی اخاذی کنی.
درباره شیوهات توضیح بده؟
من خودم را پلیس مخفی معرفی میکردم و به آنها میگفتم شما غیرمجاز هستی و به صورت غیرقانونی وارد کشور شدهای و از آنها میخواستم همراه من به اداره پلیس بیایند تا از آنها انگشتنگاری انجام شود. اگر مقاومت نمیکردند، در گام اول به آنها پیشنهاد میدادم اگر مثلاً ۵ میلیون تومان به من بدهند، پروندهشان را میبندم و اگر مقاومت میکردند یا میگفتند برگه تردد دارند، به زور آنها را به مخفیگاهم میبردم. معمولاً من هر چند روز یک بار خانهای در جنوب تهران اجاره میکردم و آنها را در آنجا حبس میکردم تا اینکه خانوادههایشان برای آزادی آنها پول را به من برسانند.
چند مورد اخاذی داشتی؟
درست یادم نیست. الان شش تا شاکی دارم.
فکر میکردی به این زودی دستگیر شوی؟
نه، چون من ریش میگذاشتم و گریم میکردم، اما آخرین طعمهام خیلی زیرک بود و دست مرا خواند و با داد و فریاد مرا گرفتار کرد.